برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
بعد از دو سه روز گند اخلاقی به معنای واقعی، امروز با دلی خون همراهِ آقای برادر و غزاله و آقای برادرش رفتیم بیرون، باروووونِ شدید، خیابونا شلووووغ هوا سرررردیه ذره زودتر از موعد به قولی که به شکمم داده
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
رو تختت دراز کشیده باشی
پرده ی اتاق کنار زده شده باشه
آسمونی که با تمام توان داره میباره ، اونم برف
و بعد از مدت ها صدای گنجشک ها:)))
دیگه همین
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
تا یه مدت قبل ، وقتی که از خواب بیدار میشدم میگفتم آخیش خواب بود(به خاطر کابوس های وحشتناک)
الان وقتی که بیدار میشم و یادم میاد واقعیت چیه، دوباره سعی میکنم بخوابم
و من این روزا تمام دلخوشیم زمان خوابه
بدتر از این وضع داریم مگه؟
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
الان شده ۱ آبان، ۲۴ ساعتِ دیگه همچین ساعتی دومِ آبان هست، روز تولد من، تموم شدنِ ۲۳ سال از عمرم
شاید یکی از تلخ ترین حسای زندگیم باشه که بخوام الان بنویسم اینی که هستم اصلا اون چیزی نیست که قرار بود ب
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری